loading...

روانشناسی و ابعاد مختلف آن

بازدید : 49
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:43

مشاوره پیش از ازدواج
مشاوره پیش از ازدواج

ازدواج یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که فرد در زندگی خود اتخاذ می‌کند و آینده خود را با آن شکل می‌دهد. این فرآیند تابع متغیرهای بسیاری است که آن را به یک معادله پیچیده و غیر قابل پیش بینی تبدیل می‌سازد. البته بسیاری از این متغیرها (پنهان و آشکار) { در مقالات قبلی توضیح دادیم} قابل تحلیل هستند و می‌توان با بررسی آنها عوامل شکست را تا حدود زیادی شناسایی نمود. بسیاری از این متغیرها با توجه به شرایط موجود در یک رابطه زناشویی می‌توانند به عنوان یک تهدید و یا یک فرصت به شمار آیند. مشاوره پیش از ازدواج، روشی برای مطالعه این متغیرها(پنهان و آشکار) است.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

مراحل زندگی موفق

برای بدست آوردن یک زندگی زناشویی موفق، فرد می‌بایست در مرحله اول، انتخابی متناسب با شخصیت، ارزش‌ها و شرایط زندگی خود داشته باشد؛ و در مرحله بعدی روند مناسب و سالمی را برای حفظ این پیوند، در نظر بگیرد و همیشه به فکر حفظ و حراست از کیان خانواده خود باشد.

مشاوره پیش از ازدواج
مشاوره پیش از ازدواج

چرا به مشاوره نیازه:

نحوه ارتباط میان اعضای خانواده، مهارت گفتگو و حل اختلاف، ایجاد محیطی امن برای همسر، رابطه شاد و لذت بخش زناشویی و مهارت‌های خاص برای حفظ یک خانواده سالم از جمله نیازهای فرد برای یادگیری در مشاوره پیش از ازدواج به حساب می‌آیند.

مشاوره پیش از ازدواج چیست و چه اهمیتی دارد:

معمولا جوانانی که تصمیم به ازدواج می‌گیرند، پختگی و تجربه لازم برای شروع یک زندگی را نداشته، و به مشورت و همفکری افراد متخصص روانشناس و با تجربه نیازمند هستند. شخص مورد علاقه شما (دوست دختر یا نامزد)، الزاماً گزینه مناسبی به عنوان همسر آینده شما نیست. در مشاوره پیش از ازدواج، متخصصین و مشاوران به زوجین در بدست آوردن شناخت صحیح از شرایط پیش روی‌شان کمک نموده، و ایشان را با شخصیت حقیقی یکدیگر آشنا می‌سازند. مشاور، فردی است که تنها در بدست آوردن اطلاعات درست به شما کمک نموده و به هیچ عنوان نمی‌خواهد تا به جای‌تان تصمیم‌گیری کند. او تنها عیب و ایرادات کار را به شما گوشزد می‌کند. در نهایت این شما هستید که می‌بایست پیرامون آینده خود تصمیم بگیرید.

مشاوره پیش از ازواج
مشاوره پیش از ازواج

فاکتورهای سنجش:

شناخت صحیح و به دور از شتاب زدگی، موجب می‌شود تا فرد دیگر تنها بر اساس احساسات خود تصمیم‌گیری ننموده و فرصت کافی برای سنجش خود و طرف مقابل‌ش داشته باشد. در مشاوره پیش از ازدواج سه فاکتور مهم باید به خوبی سنجیده شوند:

  • آمادگی طرفین برای تشکیل خانواده
  • تناسب و تطبیق شخصیت فردی و خانوادگی زوجین
  • میزان مهارت‌های ارتباطی طرفین، برای ادامه زندگی مشترک( در مقالات دیگر بیشتر توضیح داده شده)

با سنجش و آموزش این سه فاکتور توسط متخصصین و روانشناس بالینی، فرد می‌تواند تا حدود زیادی نسبت به تصمیم خود برای گزینش و یا رد طرف مقابل مطمئن شود، و بسیاری از مسائل و مشکلات پیش روی خود را از قبل پیش‌بینی نماید.

مراحل مشاوره پیش از ازدواج

مشاوره پیش از ازدواج
مشاوره پیش از ازدواج

مرحله ابتدایی، ایجاد فضای آرام برای شناخت و تصمیم‌گیری

زمانی که هنوز رابطه احساسی شدیدی ایجاد نشده است، طرفین می‌بایست مشاوره پیش از ازدواج خود را آغاز کنند. برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب و منطقی در پایان دوره مشاوره، نبایدهایی وجود دارند که حتما باید به درستی رعایت شوند.

  • می‌بایست از رابطه جنسی قبل از ازدواج پرهیز شود. ایجاد رابطه جنسی، باعث ایجاد وابستگی عاطفی شده و در شناخت منطقی و تصمیم‌گیری طرفین تاثیرگذار خواهد بود.
  • ملاقات در فضای بسته و دو نفره، فرصتی برای ایجاد رابطه جنسی به شمار می‌رود. این فرصت ممکن است به اغفال فرد، ایجاد وضعیت تحمیلی و یا رابطه ناخواسته‌ای بی‌انجامد که در نهایت فرصت تصمیم‌گیری را از طرفین سلب می‌کند.
  • اتکای صرف به نظر معرف : دریافت اطلاعات تنها از یک منبع برای تصمیم‌گیری در مورد مسئله‌ای با این اهمیت، منطقی نیست. در خوشبینانه‌ترین حالت، معرف منبع اطلاعاتی خوبی است، اما مطمئنا کامل و جامع نیست.
  • برای تصمیم‌گیری خود از مشورت و همفکری دیگران استفاده نمایید. خود رای بودن در مقوله مهمی مانند زندگی مشترک، می‌تواند پیامدهای بسیار خطرناکی را برای فرد به همراه داشته باشد. همیشه به یاد داشته باشید، تجربه شما هیچگاه کامل نیست.
مشاوره پیش از ازدواج
مشاوره پیش از ازدواج

مرحله شناخت و تطبیق شخصیت فردی و خانوادگی

در مرحله میانی مشاوره پیش از ازدواج، طرفین نیاز به مشورت با یک روانشناس بالینی دارند تا بتوانند از شخصیت حقیقی، حساسیت‌ها، مشکلات و یا بیماری‌های روانی (احتمالی) طرف مقابل خود اطلاع یابند. در این مرحله روانشناس در ابتدا معیارها، خواسته‌ها، روحیات و علایق زوجین را بررسی می‌کند. سپس میزان توانایی‌ها، اختلافات و تشابهات میان دو نفر را مورد ارزیابی قرار خواهد داد. اهم کار مشاوره در این مرحله عبارت است از:

  • بررسی حساسیت‌ها، فضایل و اشکالات اخلاقی زوجین
  • بررسی آمادگی زندگی مشترک در طرفین
  • بررسی خصوصیات و ویژگی‌های شخصیتی هر فرد
  • بررسی هم کف بودن و همسانی زوجین
  • بررسی مهارت‌های زندگی مشترک در طرفین

مشاور طی چندین جلسه (که به صورت هم فردی و هم دو نفره) با زوجین برگزار می‌کند، در این جلسات، مشاور پرسشنامه‌هایی را در اختیار زوجین قرار می‌دهد و پس از بررسی آنها، گزارشی از وضعیت روانی، شخصیتی و خانوادگی دو طرف تهیه نموده و به آنها تسلیم می‌کند.

مشاوره پیش از ازدواج
مشاوره پیش از ازدواج

مرحله پایانی، آموزش مهارت های مورد نیاز در زندگی مشترک

برای موفقیت در زندگی مشترک زوجین می‌بایست مهارت‌هایی را که در زندگی مشترک مورد نیازشان خواهد بود، فرا بگیرند. بخش مهمی از این مهارت‌ها عبارتند از:

  • مهارت خودآگاهی
  • حل اختلاف
  • قاطعیت
  • نحوه ارتباط سالم
  • تصمیم‌گیری
  • کنترل خشم

مشاور در طول جلسات پایانی مشاوره پیش از ازدواج می‌بایست زوجین را با مهارت‌های فوق آشنا کرده و جلسات تمرینی برگزار نماید.

مشاوره پیش از ازدواج
مشاوره پیش از ازدواج

جمع بندی

تصمیم‌گیری برای انتخاب زوج، یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که برای اتخاذ آن همفکری و مشورت با یک متخصص و مشاور مجرب نیاز خواهد بود. بهتر است قبل از تصمیم‌گیری نهایی، فرد از ایجاد رابطه عاطفی و عاشقانه پرهیز نماید. مشاورین در پروسه مشاوره پیش از ازدواج، تست‌های روانشناسی و شخصیت‌شناسی جداگانه‌ای را از زوجین به صورت انفرادی به عمل می‌آورند و نمودار خانوادگی هر دو را رسم می‌کنند.در آخر نیز چکیده این مطالعات در اختیار طرفین قرار می‌گیرد تا بتوانند متناسب با این حقایق تصمیم‌گیری نموده و یا در تصمیمات قبلی خود تجدید نظر کنند. در مرحله نهایی نیز برای آمادگی زوجین آموزش‌های لازم را جهت کسب مهارت‌های ضروری در زندگی خود خواهند گرفت.

بازدید : 46
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:43

سوگ چیست؟

سوگ به معنای غم، اندوه، مصیبت، ماتم و عزا در برابر وقوع مرگ است و به مؤلفه های روانشناختی عزاداری و سوگواری اشاره دارد. هرگونه فقدانی نوعی مرگ محسوب می­شود؛ چه از بین رفتن یک رابطه در اثر شکستن پیمان و طلاق، چه از دست دادن شغل، فاصله جغرافیایی از خانواده، از دست دادن حیوان خانگی و حتی از دست دادن اشیای گرانبها می­توانند منجر به بروز واکنش داغدیدگی شوند.

سوگ یک واکنش نرمال و بهنجار است که به آرام شدن و گذار از مصیبت کمک می­کند. به‌طورکلی سوگ به‌عنوان مجموعه‌ای از احساسات، افکار و رفتارهایی تعریف می‌شود که وقتی فرد با فقدان و یا تهدید فقدان (تقریباً هر چیزی) مواجه می‌شود، در درون او ایجاد می‌گردد. سوگ هم شامل پدیده‌های درونی مانند افکار و احساسات و هم پدیده‌های بیرونی یا همان رفتارهای مربوط به سوگواری همچون گریه کردن و سیاه پوشیدن را در بر می‌گیرد.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

فرد سوگوار گاهی درون‌ریزی کرده و از درون دچار اندوه می‌شود و گاهی نیز برونریزی نموده و با رفتارهایی همچون پرخاشگری به سوگ و داغدیدگی واکنش نشان می دهد.

نشانه های سوگ
نشانه های سوگ

نشانه های سوگ

علائم سوگ و سوگواری بسته به عوامل فردی اجتماعی، مذهبی و فرهنگی می تواند متفاوت تجربه شود، بطور کلی علائم شاخص سوگ و داغدیدگی عبارتند از:

  1. علائم عاطفی همچون غم، خشم، اضطراب ، احساس گناه، خستگی و پریشانی
  2. علائم جسمانی همچون خالی بودن معده ، احساس فشار در قفسه سینه و تنگی نفس
  3. علائم شناختی همچون ناباوری، توهم و احساس حضور متوفی
  4. علائم رفتاری همچون اختلال در خواب، بی قراری، حواس پرتی، آه کشیدن، حفظ اشیای متوفی

مراحل سوگ و داغدیدگی:

مراحل سوگ در واقع حالات مختلفی است که به دنبال از دست دادن یکی از عزیزان ، طلاق، ورشکستگی، تغییر شغل و … تجربه می شود و این مراحل در قالب پنج موضع عاطفى انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی و پذیرش خود را نشان می‌دهد.

  1. انکار:

نخستین مرحله در سوگواری، انکار واقعیت است. شخص در این مرحله نمی‌تواند باور کند که چه اتفاقی افتاده است. این مرحله به‌عنوان یک نوع دفاع شخصی به کار می‌رود و کاملاً طبیعی است. یکی از جدی‌ترین مشکلاتی که در مراحل سوگ ایجاد می‌شود متوقف شدن در مرحله انکار است.

  1. خشم :

پرسش همیشگی: «چرا باید برای من این اتفاق بیافتد؟»

هنگامی‌که شخص سوگوار با واقعیت کنار می‌آید و مرگ متوفی را باور می‌کند، دچار خشم خواهد شد. این خشم می‌تواند نسبت به خود، متوفی، اطرافیان یا حتی خدا و قوانین جهان معطوف باشد. شکایت داشتن از شرایط موجود و تلاش برای پیدا کردن مقصر از بین رفتن یکی از عزیزان، اصلی‌ترین نشانه‌ای است که در این مرحله دیده می‌شود.

البته خشم و عصبانیت، واکنشی طبیعی است و در این مرحله از سوگ، موضوعی عادی به شمار می‌رود. صحبت کردن با همکاران، دوستان، اعضای خانواده و یا یک مشاور درباره این خشم بسیار مفید خواهد بود.

  1. چانه‌زنی یا معامله :

سومین مرحله از مراحل سوگواری، چانه زنی است. این موضوع فعالیتی است که جهت به تعویق انداختن واقعیت مرگ به کار می‌رود. اصلی‌ترین ویژگی این مرحله حسرتی است که فرد بابت شرایط پیش‌آمده تحمل می‌کند و دلیل نام‌گذاری آن به‌عنوان چانه‌زنی یا معامله این است که در این مرحله سوگوار حاضر است برای بازگرداندن شخص ازدست‌رفته هر کاری انجام دهد.

التماس به خدا برای تغییر شرایط یا فکر کردن دائم به این موضوع که اگر کار خاصی انجام می‌شد، متوفی اکنون زنده بود. این افکار قدرت بالایی در ایجاد احساس عذاب وجدان و آسیب زدن به سلامت روحی فرد دارند.

  1. افسردگی :

در مرحله افسردگی، سوگوار شروع به پذیرش واقعیت می‌کند. در این شرایط فرد تقریباً پذیرفته که عزیزی را از دست داده و توانایی بازگرداندن وی یا تغییر شرایط را ندارد. مواجه‌شدن با این ناتوانی فرد را در مرحله افسردگی و تجربه غم قرار می‌دهد. افسردگی یکی از شایع‌ترین مراحلی است که افراد دچار سوگ و داغدیدگی حل‌نشده در آن باقی می‌مانند.

  1. پذیرش :

رسیدن به این مرحله به این معناست که فرد در حال پایان دادن به سوگواری خویش است. در این مقطع فرد شرایط جدید را پذیرفته و تلاش می‌کند تا خود را با آن منطبق کند. پذیرش و قبول واقعیت، آخرین مرحله از مراحل سوگ و کلید رسیدن به سلامت روان است.

اختلال سوگ و داغدیدگی
اختلال سوگ و داغدیدگی

انواع سوگ

۱- سوگ بیمارگونه:

این حالت در فرد بیش از ۶ ماه پس از فقدان عزیزش همچنان وجود دارد. علیرغم آگاهی کامل، میل به انکار فقدان وجود دارد و فرد دائماً منتظر بازگشت متوفی است و در عین حال از وقوع چنین شرایطی ناامید است؛ در واقع فرد درگیر افکار دوسوگرایانه است.

۲- سوگ افراطی:

سوگ تمام جنبه های زندگی فرد را احاطه می کند و تا مدت ها بعد از فقدان، تنها راجع به مرگ صحبت یا فکر کرده و اشیای متوفی (یا آثار مربوط به شیء از دست رفته) را دست نخورده حفظ می کند. بروز غمگینی و افسردگی شدید، اضطراب، واهمه، وحشت زدگی، ترس مرضی حاکی از سوگ افراطی است.

۳- سوگ مزمن:

در این نوع، واکنش به سوگ بیش از حد معمول طول می کشد و هرگز به نتیجه مطلوب و رضایت بخشی نمی رسد. این واکنش خودبخود پایان نمی یابد و نیاز به مداخلات درمانی دارد .

۴- سوگ تأخیری:

در این شرایط فرد ممکن است در زمان واقعه و فقدان، واکنشی عاطفی کمتر از حد معمول از خود نشان دهد؛ اما درجه شدید واکنش درآینده خودش را کاملاً نشان خواهد داد.

۵- سوگ پوشیده:

درسوگ پوشیده افراد نشانه ها و رفتارهایی را تجربه می کنند که مشکلاتی برای آنها ایجاد می کند، اما برایشان مشخص نیست که این واکنش ها با موضوع فقدان ارتباط دارد. اگر فردی احساسات خویش را بروز ندهد و سوگ ابراز نشود؛ ممکن است به شکل دیگری بروز نماید. یکی از عوارض سوگ پوشیده بیماری تقلیدی است یعنی بروز علائم بیماری متوفی در بازمانده. به طور کلی سوگ پوشیده به صورت نشانه های جسمی یا رفتار های غیر عادی و ناسازگاری بروز می نماید.

۶- سوگ انتظار:

واکنشی است که پیش از مرگ متوفی ( در هنگام بیماری متوفی) ظاهر می شود و این واکنش قبل از فقدان غیر قابل اجتناب است که معمولاً با وقوع فقدان خاتمه می یابد .

تفاوت سوگ و افسردگی
تفاوت سوگ و افسردگی

تفاوت سوگ و افسردگی

سوگ ممکن است گاهی واجد ملاک های افسردگی باشد اما به ندرت در فرد داغدیده، احساساتی نظیر گناه، بی ارزشی، فکر خودکشی، کندی روانی حرکتی و روانپریشی دیده می شود. احساس غمگینی فرد سوگوار بر اثر فکر کردن به متوفی یا برخورد با آثار و خاطرات وی آغاز می شود. در واقع سوگ تجربه ای است که حاوی هیجانات منفی و مثبت می باشد. سیال و متغیر است و شدت هیجان در آن نوسان دارد و گاهی وابسته به محرک های درونی و بیرونی تسلی می یابد. در نهایت نیز انطباق هیجانی شناختی و رفتاری رخ می دهد و فرد می تواند به زندگی رضایت بخش خود بازگردد.

اما در افسردگی اساسی فرد خود را ضعیف و دارای عیب و نقص می داند و احساس ناراحتی اغلب خود به خود ایجاد شده و ربطی به متوفی و دیدن آثار وی ندارد. افسردگی در هر زمانی می تواند رخ دهد و از طرفی نیز نافذتر و پایدارتر از سوگ است و عملاً مجموعه علائمی ثابت و ناتوان کننده است که احساسات مثبت در آن کمتر است. در افسردگی از لحاظ بالینی، ناراحتی قابل توجهی در عملکرد فردی تحصیلی و شغلی فرد ایجاد می شود.

همچنین احتمال سابقه افسردگی اساسی ممکن است در اعضای خانواده نیز وجود داشته باشد. همچنین برخلاف داغدیدگی علائمی همچون اشتغال ذهنی مرضی با بی ارزشی، افکار خودکشی، علایم روانپریشی و یا کندی روانی حرکتی ممکن است وجود داشته باشد.

اگرچه پیش بینی اینکه فرد سوگوار در نهایت به سمت افسردگی می رود یا خیر دشوار است اما بعضی عوامل خطر وجود دارد که نشان از احتمال ابتلای بالاتر به افسردگی اساسی می دهد. همچون سابقه افسردگی در فرد، شبکه حمایتی اجتماعی ضعیف، وجود واکنش های شدید افسردگی در نخستین مراحل سوگ، وجود مشکلاتی مرتبط با سوء مصرف الکل یا مواد و….

پیشگیری از سوگ
پیشگیری از سوگ

راهکارهایی برای پیشگیری از بروز اختلال سوگ (داغدیدگی)

برای هر کسی تجربه سوگ با غم و اندوه همراه است. ناراحتی در مقابل مرگ و ترک عزیزان فرآیند بهنجار و طبیعی است که اگر از حد طبیعی خارج شود، سبب اختلال می‌شود. کودکان و سالمندان از جمله آسیب پذیرترین و مستعد ترین افراد در اعضای خانواده متوفی جهت آسیب های روانشناختی غیر معمول و غیر قابل تحمل هستند که نیاز به حمایت و توجه ویژه دارند. با رعایت نکات زیر می‌توان از میزان اندوه کاست و از ابتلا به اختلال سوگ پایدار و پیچیده و دیگر اختلالات ناشی از فقدان پیشگیری کرد:

  1. عزاداری کردن: شرکت در مراسم خاکسپاری و عزاداری علاوه بر تخلیه هیجانی، از تنها ماندن فرد داغدیده‌ جلوگیری نموده و باعث آرامش درونی او می‌شود.
  2. صحبت کردن با نزدیکان: سرکوب کردن هیجانات، یکی از مهم‌ترین ریشه‌های مشکلات روانی پس از سوگ است. افرادی که در بیان احساساتشان ناتوان هستند، بیشتر در معرض بیماری روانی پس از سوگ قرار می‌گیرند.
  3. فاصله گرفتن از موقعیتهای تنش‌زا: بی‌توجهی یا دلسوزی نامتناسب و درک نکردن شرایط توسط اطرافیان باعث ایجاد تنش برای فرد سوگوار می‌شود.
  4. تجربه موقعیت‌هایی با لذت‌های کوچک:یادآوری و پذیرش اینکه زندگی ادامه دارد و با آزار خود و دریغ کردن شادی‌های زندگی هیچ چیز تغییر نمی‌کند. دیدار دوستان و شرکت در مهمانی‌های خانوادگی، سفر، تغذیه و خواب خوب و رابطه جنسی، همگی می‌تواند به گذار از مرحله افسردگی در سوگ به پذیرش، یاری‌رسان باشند.
  5. کنترل افکار و احساسات منفی و کمک گرفتن از مشاور: در صورتی که حضور همدلانه اطرافیان و حمایت های آنها برای کمک به فرد داغدیده کافی نباشد، برای جلوگیری از تداوم افکار منفی نظیر حس گناه، سرزنش خودو… می توان از کمک های روانشناختی مشاورین و روانشناسان در این زمینه استفاده نمود تا فرد سوگوار در یک چارچوب زمانی معقول، ضمن رفع ناراحتی و غم ناشی از فقدان ، قادر به سازگاری با محیط و برگشت به زندگی طبیعی و عادی شود.
درمان اختلال سوگ
درمان اختلال سوگ

تبعات عدم درمان سوگ

اگر سوگ که ناشی از فقدان عزیزان است، بصورت حل نشده باقی بماند تسکین و بهبود شرایط فرد داغدیده با تأخیر روبرو خواهد شد و حتی ممکن است که درمان آن هرگز صورت نپذیرد، همچنین ممکن است فرد به مرور دچار اختلالاتی از جمله: توهم، اختلال خواب، هذیان و فراموشی، اختلال اشتها، افسردگی، اضطراب، احساس گناه، کاهش عزت نفس، گوشه گیری اجتماعی و همچنین انواع گوناگون بیماری های جسمی گردد.

انجمن روانپزشکان آمریکا به عنوان یک قاعده کلی اظهار می دارد؛ فرد سوگوار در حالت عادی نیازی به مصرف داروهای ضد افسردگی ندارد.گرچه دارو ممکن است برخی علائم سوگ را موقتاً تخفیف دهد ولی از آنجا که فرد را در مقابل درد کرخت(بی حسی) می کند؛ مانع از آن می شود که او با احساسات و افکار خود رو برو شود و فرآیند درمان را به تأخیر می اندازد. وقتی سوگ برای مدتی طولانی به صورت مخرب و ناتوان کننده ادامه یابد.

(به خصوص در افرادی که سابقه افسردگی داشته و فاقد حمایت های اجتماعی مطلوب باشند) ممکن است خطر بیماری افسردگی را تشدید کند که در این صورت دریافت کمک های تخصصی ضروری است.

از میان تمام روش های مختلفی که جهت درمان سوگ وجود دارد، درمان گروهی برای این عارضه مناسبترین روش است چرا که فرد در گروه راحت تر به تخلیه خشم، هیجانات و سایر احساساتش می پردازد و اعضای گروه در روند بهبود شرایط روحی و انطباق با شرایط کنونی یکدیگر موثرتر خواهند بود.

  • وقتی فرد دچار سوگ حاد یا مزمن باشد؛درمان سوگ زیر نظر روانشناس و با استفاده از رویکردهای زیر انجام می شود.
  • درمان سوگ به روش IPT
  • درمان سوگ کامپلیکه CGT
  • درمان با رویکرد طرحواره درمانی
  • درمان CBT در صورت تروما PTSD

مشاوره روانشناسی در تهران برای درمان اختلال سوگ

اختلال سوگ نیز مانند تمام اختلالات روانی دیگر، با اینکه آزاردهنده است اما قابل درمان و بهتر شدن است. افسردگی و سوگواری، احساساتِ آزاردهنده‌ی غمآلودی هستند که اگرچه شاید در بیشتر موارد در پیدایش آن نقشی نداشتیم، اما می‌توانیم با کمک گرفتن با یک مشاور روانشناس، وضعیت خود را بهبود بخشیم. شما عزیزان می‌توانید برای رزرو وقت مشاوره روانشناسی تهران و مراجعه به مرکز مشاوره روانشناسی سلامت واقع در تهران، گامی مثبت در تغییر وضعیت درونی خود بردارید. جهت رزرو وقت مشاوره روانشناسی چه به صورت حضوری و چه به صورت آنلاین، با شماره زیر تماس بگیرید.

۰۲۱۶۶۱۷۹۲۳۱

سهیلا بهتوئی

درمانگر و مشاور توسعه فردی و خانواده

منابع:

سادوک،بنجامین جیمز. سادوک،ویرجینیا ا .روئیز،پدرو(۲۰۱۵) خلاصه روانپزشکی : علوم رفتاری/ روانپزشکی بالینی. ترجمه:دکتر فرزین رضاعی(۱۳۹۴) تهران: انتشارات ارجمند.

جرالد ال ، کلرمن،جان سی،مارکوویتز،ماریان م،وایزمن.رواندرمانی بین فردی: راهنمای فوری متخصصان بالینی، مترجمان پروانه محمد خانی ، مهدی زمستانی.(۱۳۸۸).تهران:انتشارات دانژه.

سوگ، انواع، مراحل و درمان، نرگس انسانی مهر، لاله انسانی مهر، ۱۳۹۷، مجموعه مقالات اولین کنگره دوسالانه تازه های روانشناسی و علوم رفتاری.

بازدید : 52
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:43

تله های زندگی
تله های زندگی

تله های زندگی یا همان تله (به پارسی طرحواره ترجمه شده است) یک الگوی منفی زندگی است که در علم روانشناسی مطرح شده است و دوران کودکی یا نوجوانی شکل میگیرد. این الگو در سراسر زندگی تکرار میشود و تغییر آن مشکل است.

تله زندگی در دوران کودکی و نوجوانی شکل گرفته است و به ما دیکته میکند که چگونه فکر کنیم، واکنش نشان دهیم ، چگونه احساس و چگونه رفتار کنیم. یعنی در بزرگسالی دقیقا مشابه آنچه در کودکی بر ما گذشته است واکنش نشان میدهیم. و همانگونه احساس میکنیم.

وقتی که در زندگیِ الان ما یک تله زندگی فعال میشود، ما دقیقا احساسی مشابه آنچه در بچگی داشتیم را تجربه میکنیم. در عین حال به صورت کاملا ناخودآگاه مشابه روشی که در بچگی داشتیم، با اتفاقات برخورد میکنیم.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

البته مشکل اصلی این نیست که چرا احساسات بدی داریم، بلکه مساله اینجاست که این احساسات ما را بر روی یک رفتار و واکنش خطرناکِ تکراری قفل میکنند.

3 روش مقابله با تله های زندگی

ما معمولا در برخورد با تله های زندگی 3 روش اصلی داریم. تله های زندگی ما را مجبور میکنند در موقعیت های گوناگون زندگی مان فرار کنیم، تسلیم بشویم یا حمله کنیم. در بزرگسالی این روشها همگی خطرناک هستند و بر علیه ما عمل میکنند.

این سه روش را با یک مثال روشن میکنم.


همچنین بخوانید: داستان روانشناسی معلم تأثیرگذار

تبعات و نتایج تله های زندگی

ما درکل 18 تله شناخته شده داریم و هر کسی را که میبینید، حداقل چند تله از این 18 تله زندگی را دارد. البته مجدد تاکید میکنم که همه علایم زیر در یک فرد وجود ندارند، بلکه حداقل چند مورد از آنها وجود دارند. از آثار مخرب تله های زندگی این است که مثلا:

  • در روابط نزدیک خودمان را قربانی میکنیم یا از حقمان میگذریم تا احساس گناهکار بودن نداشته باشیم. (مقابله با عذاب وجدان)
  • به خواسته ها و نیازهای دیگران همواره تن میدهیم تا دیگران را ناخشنود و ناراحت نکنیم
  • همواره در جمع، مارا مجبور میکنند که با جماعت یکرنگ باشیم تا ما را در گروه بپذیرند
  • دیگران ما را مجبور میکنند که همواره از خودمان انتظارات نامعقولانه برای خوب بودن و عالی عمل کردن داشته باشیم. یا مجبور میشویم به بهانه “ترس از شکست” از زیر بار چالشهای زندگی شانه خالی کنیم.
  • به خاطر تله های زندگی به صورت کاملا ناخودآگاه مجبور هستیم مدام اهداف گوناگونی برای خود تعیین کنیم و در پی رسیدن به آن باشیم. نه خودمان و نه ذهنمان هرگز آرامشی ندارد و از خود انتظاراتی عجیب و خسته کننده داریم.
  • بخاطر تله های زندگی است که همواره از اشتباهات گذشته شرمگین و نگران هستیم و احساس گناهکار بودن یا عذاب وجدان داریم.
  • تله ها ما را مجبور میکنند که فکر کنیم بد هستیم، احمق یا خودخواه هستیم. گاهی هم احساس شرم یا بی ارزشی داریم. که البته به هیچکدام از این احساس نیازی نیست.
  • تله ها ما را مجبور به بدبینی نسبت به زندگی و اتفاقات آن میکنند. تله ها ترس و نگرانی هایی بی اساس را به زندگی ما می آورند که تناسبی با زندگی و ریسکهای آن ندارد. آنها ما را در روابط نزدیک حسود، توجه طلب و مهر طلب و گاهی شکاک میکنند.
  • بخاطر تله هاست که فکر میکنیم باید خودمان و اطرافمان را کنترل کنیم تا مبادا هیچ اتفاق ناگواری رخ دهد. همچنین مجبور می شویم احساسات واقعی خودمان را چه در خانه (در برابر همسر و یا سایر اعضای خانواده) و چه در محیط کار با مدیرمان یا همکارانمان مخفی کنیم.
  • اینکه ما خودمان و تواناییهایمان را دست کم میگیریم و اینکه همواره سعی میکنیم خودمان را با دیگران مقایسه کنیم نیز ناشی از تله های زندگی است.
  • تله ها ما را مجبور میکنند با دیگران رفتار نامناسبی داشته باشیم. دائم نقد کردن و گله کردن از دیگران؛ دائما از دیگران انتظار داشتن؛ سرزنش کردن؛ تسلیم دیگران شدن؛ همگی از رفتارهای مخرب ناشی از تله ما هستند.
  • ما اغلب به دلیل وجود تله درگیر وابستگی مخرب میشویم. به دیگران وابسته میشویم و از آثار بد این سبک زندگی همواره رنج میبریم.

بازدید : 57
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:44

رواندرمانی یا درمان روانشناختی یا صحبت درمانی راهی برای کمک به افرادی است که دچار انواع مختلفی از بیماری های روانی و اختلالات عاطفی هستند. رواندرمانی به حذف یا کنترل علائم مشکل زا کمک میکند تا فرد عملکرد بهتری داشته باشد و سلامتی و درمان را بالا ببرد. با کمک روان درمانگران افسردگی، اضطراب و وسواس را درمان کنید.

روان درمانی
روان درمانی

رواندرمانی به حل مشکلاتی نظیر اختلال در کنار آمدن با زندگی روزمره، تاثیر آسیب روحی، بیماری جسمی یا فقدان (مثل مرگ عزیز) و اختلالات خاص روانی (مثل افسردگی و اضطراب) کمک میکند. رواندرمانی انواع مختلفی دارد و ممکن است تاثیر یک نوع روی یک مشکل خاص بهتر باشد. میتوان همراه با رواندرمانی از دارو یا دیگر روش های تراپی استفاده کرد.

همچنین بخوانید: روانشناسی چیست؟

جلسات تراپی

میتوان این جلسات را در محیط فردی، خانوادگی یا گروهی اجرا کرد که هم برای کودکان و هم بزرگسالان مفید است. هر جلسه معمولا هفته ای یک بار به مدت ۳۰ تا ۵۰ دقیقه برگزار میشود. لازم است هم روانشناس یا روانپزشک و هم بیمار در جلسات رواندرمانی مشارکت فعال داشته باشند. اعتماد و ارتباط میان فرد و تراپیست برای همکاری موثر و سود بردن از رواندرمانی ضروری است.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

ممکن است جلسات رواندرمانی کوتاه و محدود باشد تا به مشکلات آنی رسیدگی شود یا بلندمدت باشد (چند ماه یا چند سال) تا مشکلات ماندگار و پیچیده برطرف گردد. هدف از درمان و تنظیم تعداد جلسات با مشارکت بیمار و تراپیست مشخص میشود.

محرمانگی از ابتدایی ترین ملزومات رواندرمانی است. بعلاوه، اگرچه بیمار افکار و عواطف شخصی خود را با روانشناس یا روانپزشک درمیان میگذارد، ارتباط فیزیکی صمیمانه با تراپیست هرگز درست، قابل قبول یا مفید نیست.

روان درمانی و دارو

اغلب برای درمان اختلالات روانی درکنار رواندرمانی یا درمان روانشناختی از دارو استفاده میشود. در بعضی از شرایط میتوان به وضوح فهمید که دارو موثر واقع میشود و تحت برخی شرایط دیگر رواندرمانی بهترین گزینه است. ترکیب استفاده از دارو و رواندرمانی برای بسیاری از افراد بهتر از تکیه روی یک مورد است. بهتر کردن سبک زندگی، مانند تغذیه ی خوب، ورزش منظم و خواب کافی برای تقویت دوران نقاهت و سلامت کلی مهم است.

آیا روان‌درمانی تاثیر دارد؟

از تحقیقات چنین برمی آید که اکثر کسانی که رواندرمانی انجام میدهند از شر علائم خلاص میشوند و میتوانند عملکرد بهتری در زندگی داشته باشند. تقریبا ۷۵ درصد از کسانی که وارد جلسات رواندرمانی میشوند تاثیر مثبتی از خود نشان میدهند. ثابت شده که رواندرمانی منجر به بهبود رفتار و عواطف میشود و با بروز تغییرات مثبت در مغز و بدن همراه است. کم شدن روز های بیماری، ناتوانی کمتر، مشکلات پزشکی کمتر و رضایت کاری بیشتر از دیگر مزایای رواندرمانی است.

محققان با استفاده از روش های تصویربرداری از مغز توانسته اند تغییرات مغز بعد از انجام جلسات رواندرمانی را مشاهده کنند. تحقیقات بسیاری حاکی از این است که تغییراتی در مغز افراد مبتلا به اختلال روانی (شامل افسردگی، اختلال هراس، PTSD و وضعیت های دیگر) حاصل شده که رواندرمانی انجام داده اند. در اکثر موارد تغییرات مغز ناشی از رواندرمانی شبیه به تغییرات آن در اثر مصرف دارو بوده است.

برای اینکه رواندرمانی بیشترین تاثیر را داشته باشد، در آن مشارکت داشته باشید، رک و راست صحبت کنید و برنامه ی درمان را دنبال کنید. تکالیف بین جلسات مانند نوشتن خاطرات یا تمرین حرفه ایی که زده اید را دنبال کنید.

همچنین بخوانید: چرا باید به روانشناس مراجعه کنم؟

انواع روان درمانی

روانپزشک و دیگر متخصصان سلامت روان از انواع مختلف تراپی استفاده میکنند. انتخاب نوع تراپی به اختلال خاص بیمار و شرایط و اولویت او بستگی دارد. ممکن است تراپیست برای اینکه نیاز های درمان فرد بیمار به بهترین نحو برطرف شود، عناصر مختلف چند رویکرد را با هم ترکیب کند.

درمان شناختی-رفتاری (CBT) به افراد کمک میکند الگو های فکری و رفتاری را که مخرب و زیانبار است بشناسد و تغییر دهد و به جای آن افکار و رفتار صحیح و مناسب تری داشته باشد. فرد با استفاده از این روش میتواند روی مشکل فعلی و راه حل آن تمرکز کند. در این روش اغلب مهارت های جدید در «دنیای واقعی» تمرین میشود.

درمان شناختی-رفتاری در معالجه ی انواع مختلفی از اختلالات مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات مربوط به سانحه و اختلال خوردن موثر واقع میشود. مثلا، CBT به فرد دچار افسردگی کمک میکند تا الگوی فکری و رفتاری منفی را که باعث افسردگی شده بشناسد و تغییر دهد.

تراپی میانفردی (IPT) روش درمان کوتاه مدت است و به بیمار کمک میکند تا مشکلات میانفردی بنیادین مانند اندوه، تغییر در نقش اجتماعی یا کار، تعارض با افراد خاص و مشکلات مربوط به دیگران را که دردسرساز است درک کند. فرد در این روش، راهکار های سالم برای بروز عواطف و بهبود برقراری ارتباط را یاد میگیرد. معمولا از این تراپی برای درمان افسردگی استفاده میشود.

رفتار درمانی دیالکتیکی نوع خاصی از CBT است که به تعدیل عواطف کمک میکند. اغلب از آن برای معالجه ی کسانی استفاده میشود که فکر مزمن خودکشی دارند یا دچار اختلال شخصیت مرزی، اختلال خوردن و PTSD هستند. در این روش مهارت های جدید ارائه میشود تا فرد برای تغییر رفتار مخرب یا ناسالم احساس مسوولیت کند. رفتاردرمانی دیالکتیکی هم به صورت فردی و هم گروهی انجام میشود.

رواندرمانی پویا ناشی از این نظریه است که سلامت روانی و رفتاری تحت تاثیر تجارب کودکی و افکار و احساسات نامناسب قرار دارد که مدام در ناخودآگاه تکرار میشود (خارج از آگاهی فرد است). فرد برای تقویت خودآگاهی و تغییر الگو های قدیمی با تراپیست همکاری میکند تا او بتواند بهتر زندگی او را تحت کنترل بگیرد.

روانکاوی شیوه ی متمرکز تر رواندرمانی پویا است. معمولا جلسات روانکاوی سه یا بار در هفته یا بیشتر برگزار میشود.
حمایت درمانی از راهنمایی و تشویق استفاده میکند تا به بیمار در خلق منابع خود کمک کند. در این روش به ایجاد عزت نفس، کاهش اضطراب، تقویت مکانیزم کنار آمدن و بهبود عملکرد اجتماعی کمک میشود. رواندرمانی حمایتی در مواجهه ی فرد با مشکلات روانی موثر است که درمقابل ادامه ی زندگی فرد را تحت الشعاع قرار میدهد.

سایر روش ها که گاهی از آن درکنار رواندرمانی استفاده میشود عبارت است از:

  • درمان به کمک حیوان. کار کردن با سگ، اسب یا سایر حیوانات برای ایجاد احساس آرامش به مهارت برقراری ارتباط و کنار آمدن با آسیب روحی کمک میکند.
  • هنردرمانی خلاق. استفاده از هنر، رقص، نمایش، موسیقی و شعر درمانی.
  • بازی درمانی. تا به کودک کمک شود عواطف و احساسات خود را بشناسد و درمورد آن حرف بزند.

برای روان درمانی یا درمان روانشناختی به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید.

بازدید : 43
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:44

افسردگی، کشنده مثل سرطان

افسردگی سرطان ذهن است. شاید اکثر ما این جمله را بارها شنیده باشیم و به سادگی از کنار آن گذشته باشیم. ولی این جمله‌ ظاهراً ساده، کاملاً درست است. افسردگی مثل سرطانی مرموز شروع می‌شود و تا به خودمان بیاییم، همه روح و روان ما را درگیر خود کرده است. افسردگی را اگر در مراحل پیشرفته درمان نکنید، شدیدتر می‌شود و همچون سرطان عواقب خطرناکی در پی دارد.

ما در این مطلب با مقایسه افسردگی و سرطان به شما می‌گوییم که افسردگی تا چه اندازه ترسناک است. همچنین راه‌های درمان افسردگی را برایتان شرح می‌دهیم.

شباهت بین افسردگی و سرطان

بسیاری از ما گاهی دچار ناراحتی شدید می‌شویم، و این تجربه ممکن است شامل حالات بد و رفتارهای بدبینانه باشد. برخی از افراد هر از گاهی در آن وضعیت پریشان زندگی می‌کنند، برخی دیگر آن را به صورت مزمن تجربه خواهند کرد. اما این احساسات گاهی به قدری عمیق می‌شوند که عملکرد بدن را مختل کرده و زندگی را دچار مشکل می‌کند.

در این صورت، این حالت از یک ناراحتی مقطعی فرا رفته است و باید جدی گرفته شود. در واقع این طیف اجتماعی-فردی را می‌توان بیماری نامید. تمامی حالات ذکر شده، نشان‌دهنده بیماری‌ مرموز به اسم افسردگی هستند. افسردگی مثل یک نیروی جنگجو است که ذهن و بدن را درگیر می‌کند. فرد از آمدن آن مطلع نمی‌شود و زمانی پیش می‌آید که مانند نیروی مهاجم، زندگی را نابود می‌کند و هر روز از زندگی انسان را به چالش می‌کشد.

نهایتاً کار به جایی می‌رسد که انجام حتی ساده‌ترین کارها مانند بلند شدن از رختخواب یا لبخند زدن، تبدیل به یک چالش می‌شود. زمانی فرا می‌رسد که هیچ قرص، معجون یا شخصی نمی‌تواند به این وضعیت کمک کند. افسردگی روابط خانوادگی و دوستی‌ها را از بین می‌برد. به طریقی به شما صدمه می‌زند که حتی تصورش را هم نمی‌توانید بکنید. خستگی ناشی از افسردگی به نقطه‌ای می‌رسد که فرد به سختی می‌ایستد.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

افسردگی مانند یک سرطان عاطفی است، زیرا هر فرصتی برای شاد زندگی کردن را از بین می‌برد و باعث شک و بی‌اعتمادی به همه چیز می‌شود. افسردگی هم مانند سرطان، کم‌کم و بدون اینکه متوجه شویم، سر و کله‌اش پیدا می‌شود و به یکباره نشانه‌هایی در فرد مبتلا پدید می‌آید که باورپذیر نیستند. طبق نظر برخی از روانشناسان، «افسردگی، سرماخوردگی رایج روانپزشکی است، ولی در عین حال بسیار مرموز است.»

What Is Depression? Symptoms and Overview

تفاوت بین افسردگی و سرطان

تمامی مواردی فته شده، درباره شباهت‌های این دو بیماری بودند. ولی در اینجا یک تفاوتی اساسی بین افسردگی و سرطان وجود دارد. در حقیقت سرطان چیزی است که مردم آن را می‌فهمند و علائم آن مشخص‌تر و قابل درک‌تر است. اطرافیان می‌دانند در چه شرایطی به سر می‌برید و همدردی خود را نشان می‌دهند. اما افسردگی اصلا اینطور نیست.

مردمِ کمی متوجه می‌شوند که شما نا امید و افسرده هستید. مردم این افراد را ترسو، خودخواه یا ضعیف می‌نامند. نهایتاً اگر متوجه افسردگی شما شوند، می‌گویند که «مشکلی نیست، پیش می‌آید و نگران نباش و از پس آن برمی‌آیی…». در واقع این جملات کاملاً اشتباه هستند، زیرا افسردگی به همین راحتی‌ها هم قابل حل نیست. معمولاً مبتلایان هنگام شنیدن این جملات عصبانی و ناراحت می‌شوند، آن‌ها دلسوزی نمی‌خواهند و اینطور می‌شود که در نهایت در نتیجه تنهایی، به زندگی خود پایان می‌دهند.

آیا علائم افسردگی مشخص هستند؟

ما معمولا افراد افسرده را با منزوی بودن، نا امیدی، اضطراب و عصبانیت می‌شناسیم. اما گاهی نشانه‌های افسردگی اصلاً دیده نمی‌شوند و برعکس است. در اخبار گاهی می‌شنویم که افراد معروف و کمدین‌های پولدار خودکشی کرده‌اند. افرادی که اصلاً باورمان نمی‌شود کوچک‌ترین مشکلاتی در زندگی خود داشته باشند. دقیقاً مثل سرطان، گاهی می‌شنویم یکی از نزدیکان ما دچار آن شده است که اصلاً باورپذیر نیست.

همان‌طور که سرطان ممکن است رو به بهبودی برود اما در نهایت کشنده باشد، افسردگی نیز یک بیماری مزمن است که در نهایت حتی با مراقبت و منابع پیشرفته نیز می‌تواند کشنده باشد. همه سرطان‎ها قابل درمان نیستند، همچنین همه افسردگی‌های شدید هم شاید درمان‌پذیر نباشند. درست است که افسردگی سرطان نیست، اما هر دو این بیماری‌ها خیلی موذی هستند. با سرطان ما شاهد تقسیم سلولی کنترل نشده و گسترش سلول‌های سرطانی در سراسر بدن هستیم. در افسردگی، عملکرد انتقال دهنده‌های عصبی و مولکول‌ها، تاثیری غیر طبیعی بر خلق و خو می‌گذارند.

محققان بر این باورند که این بیماری‌ها به دلایل ژنتیکی و محیطی رخ می‌دهند. فرد افسرده ممکن است که عمداً به زندگی خود پایان بدهد. ولی ما این‌طور فکر می‌کنیم، در واقع خودکشی اقدامی عقلانی و عمدی نیست. بلکه، نتیجه افسردگی است و فرد متوجه نیست که چه کاری انجام می‌دهد. دقیقاً مثل سرطان که به بدن حمله می‌کند، افسردگی به روح و روان حمله می‌کند. اعضای خانواده‌ی فرد مبتلا به سرطان لاعلاج، می‌دانند که توقف بیماری امکان‌پذیر نیست. دقیقا وقتی فردِ افسرده خودکشی می‌کند نیز خانواده به این نتیجه می‌رسند که دیر شده و کاری از دست آن‌ها بر نمی‌آمده است.

بنابراین افسردگی ربطی به میزان محبوبیت یا شهرت ندارد و درست مثل سرطان ناگهانی پیدا می‌شود. با این تفاوت که برخی از افراد متوجه آن می‌شوند، ولی برخی دیگر اصلا نمی‌فهمند. این یک بیماری واقعا وحشتناک است و باید آن را درک کرد و راهی برای بهبود آن پیدا کرد.

افسردگی

آیا افسردگی درمان پذیر است؟

افسردگی باعث می‌شود بسیاری از افراد به دنبال ترک این دنیا باشند تا بتوانند در نهایت به درد خود پایان دهند. همانطور که ما برای درمان سرطان حسابی تحقیق می‌کنیم، باید راه‌هایی را بیابیم که به مردم کمک کند تا بر افسردگی که عمر را هم کوتاه می‌کند، غلبه کنند. مردم فقط به این دلیل که نمی‌دانند شخص افسرده چه حسی دارد، آن را کم اهمیت جلوه می‌دهند.

افسردگی یکباره به شما ضربه نمی‌زند. به آرامی در شکاف‌های ذهن شما نفوذ می کند و با گذشت زمان متوجه می‌شوید که دیگر فرد سابق نیستید. شما مبارزه می‌کنید، می‌جنگید، با خودتان بحث می‌کنید و سعی می‌کنید همه علائم را انکار کنید. اما این دشمن همچنان با شما می‌ماند و در نهایت، تسلیم می‌شوید. در جامعه‌ای مانند جامعه ما که افراد را به خاطر افسردگی سرزنش می‌کنند، دریافت کمک برای مسائل مربوط به سلامت روان، هنوز یک تابو محسوب می‌شود.

بنابراین فقط مبتلایانی موفق می‌شوند، که به موقع از کمک مناسب استفاده کنند. برخی دیگر در سکوت رنج می برند، برخی حتی نمی‌دانند که افسرده هستند. سرانجام، یک روز وقتی از دعوایی که در جریان است خسته می‌شوند، تصمیم می‌گیرند که یکبار برای همیشه به زندگی خود پایان دهند.

اگر یک دوست، خویشاوند یا همکار شما علائم افسردگی را دارد، سعی نکنید خودتان به او مشاوره دهید یا فکر کنید که می‌توانید احساس بهتری به او بدهید. لطفاً آن‌ها را تشویق کنید تا از متخصصان کمک بخواهند و آن‌ها را متقاعد کنید که با درمان مناسب، خوب خواهند شد. معاشرت با دوستان، رفتن به سینما و مهمانی، به مبارزه با افسردگی کمک نمی‌کند. همه این‌ها قطعاً می‌تواند به شما در غلبه بر روحیه بد کمک کنند، اما مطمئناً درمان اصلی نیستند. در ادامه برخی از درمان های رایج افسردگی را شرح می‌دهیم.

مشاوره روانشناسی برای درمان افسردگی

چندین روش مختلف برای روان درمانی وجود دارند که به افراد در بهبود افسردگی کمک می‌کنند، به ویژه افرادی که افسردگی خفیف تا متوسط دارند. روانشناسی می‌تواند تا حد زیادی به بهبود شما کمک کند. پزشک اتفاقاتی که منجر به افسردگی می‌شوند را مشخص کرده و به فرد بیمار کمک می‌کند تا راه‌هایی را برای تغییر، پذیرش یا سازگاری با آن موقعیت‌ها بیابد.

او به شما می‌گوید که اهداف واقع بینانه برای آینده تعیین کنید. فرآیندهای تحریف شده فکری یا رفتارهای مفیدی که به احساس ناامیدی و درماندگی کمک می‌کنند را مشخص کنید. مهارت‌های مقابله با افسردگی را توسعه دهید. همچنین شما قادر خواهید بود تا علائم و مشکلات مربوط به این بیماری را بیشتر بشناسید و از دوره‌های بعدی افسردگی جلوگیری کنید.

How to help someone with depression | British GQ | British GQ

دو مورد از رایج ترین درمان های افسردگی عبارتند از:

  1. درمان شناختی رفتاری (CBT): نوعی از درمان است که در آن بیماران یاد می‌گیرند الگوهای فکری و رفتاری منفی را که می‌تواند در افسردگی آن‌ها نقش داشته باشند را، شناسایی و مدیریت کنند. با این روش، بیمار افکار غیرمفید یا منفی را تشخیص می‌دهد و باورهای نادرست را تغییر می‌دهد. همچنین می‌توانید رفتارهای تشدید کننده افسردگی را تغییر بدهید و با روش‌های مثبت‌تری با دیگران ارتباط برقرار کنید. با بیان بهتر احساسات خود، می‌توانید مشکلات را به شیوه سالم‌تری حل کنید.

  1. درمان بین فردی (IPT): این روش به بیماران کمک می‌کند تا با رویدادهای نگران کننده زندگی سازگار شوند، مهارت‌های اجتماعی را فرا بگیرند و روابط خود را سازماندهی کنند. در این صورت حمایت خود را برای مقابله با علائم افسردگی و عوامل استرس‌زای زندگی افزایش می‌دهند.

ولی به طور کلی یک رویکرد قطعی برای درمان وجود ندارد. درمانگران با بیماران خود جهت ایجاد برنامه‌های درمانی مناسب و برای رفع نیازها و نگرانی‌های منحصر به فرد آن‌ها، همکاری می‌کنند. روان درمانی می‌تواند به بیماران کمک کند تا راه‌های مقابله بهتر با استرس و مدیریت علائم افسردگی را بیاموزند. این استراتژی‌ها می‌تواند منجر به بهبودی شود و بیماران را قادر سازد تا در بهترین حالت عمل کنند.

آیا داروی های ضد افسردگی موثر هستند ؟

افسردگی را می‌توان به صورت دارویی درمان کرد، اما نتیجه آن غیرقابل پیش‌بینی است. اگر فرد مبتلا به دیابت نوع ۱ انسولین دریافت کند، علائم ناراحت‌کننده او ناپدید می‌شوند و قند خون قابل اندازه‌گیری آن‌ها، به یکباره تغییر می‌کند. در عین حال، فرد بدون تزریق انسولین به زودی می‌میرد. ولی در فرد افسرده ممکن است داروی ضد افسردگی تاثیر مفیدی داشته باشد یا نداشته باشد. گاهی اوقات عوارض جانبی داروها باعث بدتر شدن حال بیماران می‌شود.

طبق تحقیقات، افرادی که با ترکیبی از داروها و مشاوره روان‌شناسی درمان می‌شوند، بیشتر بهبود می‌یابند. اما اگر بیماری عود کرده باشد، ممکن است هیچ راهی کارساز نباشد. البته بر خلاف تصور عموم، داروهای ضد افسردگی داروهایی نیستند که بر حافظه شما تاثیر بگذارند یا باعث خواب آلودگی شوند. آن‌ها فقط به شما کمک می‌کنند تا روحیه عمومی خود را بهبود بخشید تا به مرحله‌ای برسید که بتوانید به خودتان کمک کنید تا از افسردگی رهایی یابید.

آزمایش های تشخیص افسردگی

پزشک می‌تواند با معاینه فیزیکی، مصاحبه شخصی و آزمایش های آزمایشگاهی، به بررسی شخص افسرده بپردازد. وی همچنین یک ارزیابی تشخیصی کامل انجام می‌دهد، در مورد سابقه خانوادگی افسردگی یا سایر بیماری‌های روانی بحث می‌کند. علائم، مدت زمان مشاهده آن‌ها، هنگام شروع نشانه‌ها و نحوه درمان هم ارزیابی می‌شوند. علائم رایج مورد بررسی، شامل موارد زیر می‌شوند:

  • حس غم و اندوه یا خلق افسرده در بیشتر روز یا تقریبا هر روز
  • از دست دادن لذت در چیزهایی که زمانی لذت‌بخش بودند
  • تغییر عمده در وزن (افزایش یا کاهش بیش از ۵ درصد وزن در طول یک ماه)
  • بی اشتهایی
  • بی خوابی یا خواب زیاد، تقریبا در هر روز هفته
  • بی‌قراری جسمی یا احساس فرسودگی که دیگران می‌توانند متوجه آن شوند
  • خستگی یا از دست دادن انرژی، تقریبا در هر روز
  • تقریبا هر روز احساس ناامیدی، بی‌ارزشی یا احساس گناه بیش از حد دارید
  • مشکلات تمرکز یا تصمیم‌گیری، تقریبا در هر روز هفته
  • فکر کردن مکرر در مورد مرگ یا خودکشی، برنامه خودکشی یا اقدام به خودکشی

برای تشخیص افسردگی شدید، باید حداقل پنج مورد از علائم ذکر شده در بالا را داشته باشید و حداقل یکی از دو مورد اول، تقریبا روزانه به مدت حداقل ۲ هفته دیده شوند. علائم افسردگی می‌تواند هفته‌ها، ماه‌ها یا گاهی سال‌ها طول بکشد. آن‌ها می‌توانند بر شخصیت تاثیر بگذارند و در روابط اجتماعی و عادات کاری دخالت کنند، و به طور بالقوه همدلی با شما را برای دیگران دشوار کند.

برخی از علائم آنقدر ناتوان کننده هستند که به طور قابل ملاحظه ای در عملکرد شما اختلال ایجاد می‌کنند. در موارد بسیار شدید، افراد مبتلا به افسردگی ممکن است نتوانند غذا بخورند، بهداشت خود را رعایت کنند یا حتی از رختخواب بیرون بیایند. این حالات ممکن است فقط یکبار در طول زندگی اتفاق بیفتد یا ممکن است مکرر، مزمن یا طولانی مدت باشد.

در برخی موارد به نظر می‌رسد که آن‌ها برای همیشه باقی خواهند ماند. به نظر می‌رسد علائم افسردگی با بحران‌های زندگی تشدید می‌شوند. در موارد دیگر، ممکن است به نظر برسد که آن‌ها به طور تصادفی اتفاق می‌افتند. افسردگی بالینی معمولا همراه با سایر بیماری‌های پزشکی، مانند بیماری قلبی یا سرطان همراه است و این بیماری‌ها را بدتر می‌کند.

نتیجه‌گیری

با توجه به این توضیحات، مانند یک فرد مبتلا به سرطان که برای درمان باید به پزشک مراجعه کند، فرد افسرده هم باید به فکر درمان باشد. این بیماری خودبه‌خودی ناپدید نمی‌شود و فقط رو به بدتر شدن می‌رود. افسردگی را می‌توان با سرطان ذهن برابر دانست که به درمان به موقع نیاز دارد.

بازدید : 44
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:44

مشاوره روانشناسی کودکان در تهران

مشاوره روانشناسی فقط مختص بزرگسالان نیست. بلکه کودکانمان هم نیاز به روانشناس کودک دارند. در بیشتر مواقع ممکن است یک یا چند مشکل به ظاهر ساده‌ی کودکمان، ما را به قدری کلافه کند که فشار زندگی در مقابل این مشکلات کاملاً ساده به نظر بیاید. در چنین شرایطی، والدین عکس‌العمل‌های متفاوت و متعددی دارند. ممکن است برخی والدین مطالعات بسیار جامعی راجع به تربیت کودک‌شان داشته باشند که از دوران قبل تولد فرزندشان برای آن تلاش کرده‌اند.

اضطراب کودک
اضطراب کودک

شاید برای این افراد حل کردن مشکلات روحی کودکانشان کار زیاد دشواری نباشد. اما برخی دیگر به دلیل کمبود وقت و مشغله‌های زندگی، فرصت مطالعات روانشناسی را نداشته و در چنین شرایطی نیاز به کمک افراد حرفه‌ای پیدا می‌کنند. برای مثال، کسانی که پایتخت نشین هستند، با مراجعه به یک مرکز مشاوره روانشناسی در تهران، مشکلات کودکانشان را با مشاور روانشناس مطرح می‌کنند و راهکارهایی برای بهبود اوضاع دریافت می‌کنند. اگر شما هم می‌خواهید در این بار بیشتر بدانید، حتما تا آخر این مطلب همراه ما باشید.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

مشاوره روانشناسی کودکان در تهران
مشاوره روانشناسی کودکان در تهران

اهمیت روانشناسی کودک

کودکان دنیای بسیار ساده و بی‌غل و غشی دارند. گاهی اوقات حتی ممکن است خودشان هم متوجه مشکلات روحی و یا اختلالات روانی نشوند. اما والدین، از آنجایی که فرزندانشان را به خوبی می‌شناسند، متوجه برخی مشکلات در آن‌ها می‌شوند. اما مشکل اینجاست که بحث روانشناسی بسیار پیچیده و کاملا تخصصی است و والدین نمی‌توانند بدون کمک افراد حرفه‌ای مسائل کودکانشان را حل کنند.

به همین دلیل هم، والدینی که در تهران هستند، با مراجعه به یک مرکز مشاوره روانشناسی در تهران برای رزرو وقت مشاوره روانشناسی کودکان مشکلات کودکانشان را توسط بهترین روانشناسان کودک حل می‌کنند. چرا که فقط یک روانشناس زبده و ماهرِ کودک، می‌تواند این مشکلات را تشخیص داده و راهکارهای مفیدی برایشان ارائه بدهد.

درمان اختلال پس از سانحه در کودکان
درمان اختلال پس از سانحه در کودکان

چرا فرزند ما به مشاوره روانشناسی کودک نیاز دارد؟

همان‌طور که در بالا اشاره کردیم، بحث روانشناسی کودک کاملا تخصصی است. گاهی اوقات کودکانمان دچار برخی اختلالات روانی می‌شوند که اگر به موقع به یک مشاور روانشناس کودک مراجعه نشود، می‌تواند در آینده عواقب بسیار جدی داشته باشد. به همین دلیل، بهت است والدین با اولین نشانه‌های مشکلات و اختلالات روحی و روانی در کودکانشان، سریعا برای رفع مشکلات کودک خود، به یک مرکز مشاوره برای مشاوره روانشناسی کودکان مراجعه می‌کنند. چرا که آن‌ها به خوبی می‌دانند حل کردن مشکلات تخصصی، نیاز به یک متخصص در حوزه روانشناسی کودک دارد.

مشاوره روانشناسی کودکان در تهران
مشاوره روانشناسی کودکان در تهران

مشکلات کودکان را جدی بگیریم

بسیاری از افرادی که در بزرگسالی دچار مشکلاتی نظیر عدم اعتماد به نفس، خجول بودن، کمبود عزت نفس و… می‌شوند، همگی این مشکلات ریشه در کودکی‌شان دارد. شاید بسیاری از والدین با خودشان بگویند که همه والدین خیرخواه فرزندانشان هستند و هرگز باعث ایجاد مشکل برای فرزندانشان نمی‌شوند.

ما هم قصد نداریم این مسئله را انکار کنیم، اما می‌خواهیم بگوییم بیشتر مواقع این مشکلات کاملا غیرارادی بروز پیدا می‌کنند. چرا که بیشتر پدر و مادرهایی که ساکن دهران هستند و کودکانشان را به مرکز مشاوره روانشناسی سلامت در تهران می‌آورند، متوجه خطاهایی در رفتارهایشان می‌شوند که قبل از آن، چنین رفتارهایی را عادی می‌دانستند.

اختلال افسردگی کودکان
اختلال افسردگی کودکان

سنین حساس شکل‌گیری شخصیت کودک

شاید با خودتان چنین فکر کنید که بهترین سنین تربیت کودک، از دوران مدرسه و یا نهایتا دو سال قبل از آن آغاز می‌گردد. اما باید به شما بگوییم که شخصیت کودک از سن ۱ تا ۵ سالگی شکل می‌گیرد. دانشمندان حتی به این نتیجه رسیده‌اند که کودکان در شکم مادر هم می‌توانند بسیاری از اصوات و کلام را احساس کنند! جالب است نه؟ پس بهتر است این سن حساس را جدی بگیرید و در صورت مشاهده هرگونه مشکلات روحی در کودکانتان به یک مرکز مشاوره روانشناسی در تهران مراجعه کنید.

مشاوره روانشناسی کودکان در تهران
مشاوره روانشناسی کودکان در تهران

چه زمانی باید به مشاور روانشناس کودک مراجعه کرد؟

زمانی که تمامی روش‌هایی که راجع به آن‌ها مطالعه و یا تحقیق کرده‌اید، برای حل مشکلات کودکتان موثر واقع نشد، باید حتما از یک فرد حرفه‌ای در این زمینه کمک بگیرید. ما هر چقدر هم که در زمینه‌ی مشکلات کودکانمان مطالعه و یا تحقیق کنیم، باز هم به پای چندین سال درس خواندن و تجربه کاری یک روانشناس کودک نخواهد رسید.

در نتیجه بهتر است با مراجعه به یک مرکز مشاوره روانشناسی ، مشکلات کودکانتان را به افراد حرفه‌ای بسپارید. یک مشاور روانشناس کودک، در این زمینه تخصص‌های لازم را دارد و می‌تواند حتی حادترین مشکلات کودکانتان را با روش‌های بسیار ساده حل کند. چرا که روانشناسان کودک سال‌ها در این زمینه درس خوانده و به صورت عملی کار کرده‌اند و می‌توانند بسیار مفید واقع شوند.

رزرو وقت مشاوره روانشناسی کودک در تهران

یکی از فاکتورهای مهمی که هر والدینی باید در مورد کودک خود رعایت کنند، این است که کودک شناسی خوبی در مورد فرزند خود داشته باشند. اهمیت روانشناسی کودک در همین مسئله روشن می‌شود، چرا که هر پدر و مادری دوست دارد فرزندش یک روند رشد سالم را طی کند. اینکه پدر و مادر با الگو‌های رفتاری طبیعی و غیر طبیعی کودک آشنا بشوند، باعث می‌شود که ارتباطِ بین والدین با کودک خود بهتر از هر زمان دیگری بشود. شما عزیزان می‌توانید برای رزرو وقت مشاوره روانشناسی در تهران برای فرزند دلبنتان، با شماره مرکز مشاوره روانشناسی سلامت تماس بگیرید.

۰۲۱۶۶۱۷۹۲۳۱

بازدید : 46
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:45

چرا باید به روانشناس مراجعه کنم؟

چرا به مشاوره روانشناسی نیاز داریم؟

این سوال در واقع دو بخش دارد. اول اینکه برای کدام نیازها باید به روانشناس مراجعه کرد و دوم اینکه بدون کمک روانشناس مشکل ما حل می‌شود یا خیر. شما برای انواع بیماری‌های جسمی مثل درد کلیه، معده، کمر و سایر اعضای بدنتان به پزشک مراجعه می‌کنید. حتی ممکن است به تشخیص یک پزشک اکتفا نکنید و بخواهید نظر چند متخصص را بدانید. در نهایت اگر پزشک تشخیص دهد که باید دارو مصرف کنید یا عمل جراحی انجام دهید، نگران سلامتی خود می‌شوید و حتی اگر در ابتدا مقاومت کنید، درد ناشی از بیماری باعث می‌شود نهایتا به گفته‌های پزشک عمل کنید. آیا اهمیت ذهن و روحتان برای شما کمتر از جسمتان است؟ آیا مشکلات روحی باعث رنجش شما نمی‌شود؟ آیا درد روحی از درد فیزیکی آزاردهنده‌تر نیست؟

مشکلات زندگی

زندگی همه ما، پر از چالش‌های کوچک و بزرگ است که باید با آن‌ها مقابله کرد. از دست دادن عزیزان، شکست‌های شغلی و تحصیلی، طلاق یا بیماری‌های سخت می‌توانند ما را دچار سردرگمی کنند، زندگی روانی ما را تحت تاثیر قرار دهند و اصطلاحاً تعادل روانی ما را برهم بزنند. در هر صورت برای مقابله با آن‌ها به کمک و حمایت اطرافیان نیاز داریم و استفاده از متخصص راه هوشمندانه‌تری به نظر می‌رسد.

پیش‌گیری

البته مشاوره فقط برای درمان یا پیدا کردن راه حل مشکل نیست. یکی از اهداف اصلی مشاوره پیشگیری است. برخی رفتارهای اشتباه ما پیامدهایی به همراه دارد. برای پیشگیری از بروز این پیامدها که گاهی به مشکلات بزرگ زندگی فرد تبدیل می‌شوند، می‌توانید از دانش روانشناسی کمک بگیرید. علاوه بر آن موفقیت در زندگی نیاز به مهارت‌هایی دارد. افرادی را می‌شناسید که با چند کلمه صحبت مشکلات و موانع را به سادگی از سر راه خود بر می‌دارند. آنچه که قدیمی‌ها به آن مهره مار می‌گویند یکی از این مهارت‌ها است. اعتماد به نفس، عزت نفس، تصمیم‌گیری صحیح، حل مساله و … از جمله مهارت‌های مهم زندگی در برای رسیده به موفقیت است و پژوهش‌های روانشناسی زیادی در مورد آن‌ها صورت گرفته است. روانشناس راهکارهای صحیح و کاربردی را برای تصمیم‌گیری عاقلانه به شما ارائه می‌دهد و شما را از عواقب انتخاب‌ها و تصمیم‌های اشتباه آگاه می‌کند.

مشکلات روانی

بسیاری از ما گاهی دچار وسواس، استرس، اضطراب، افسردگی و مشکلات روانی از این دست می‌شویم. برخی از مشکلات پای ثابت زندگی ما می‌شوند. گاهی این مشکل به صورت یک اختلال یا مساله جدی است که همه یا بخشی از زندگی ما را مختل می‌کند و گاهی برطرف کردن آن به رشد ما کمک می‌کند. این مسائل جدی‌تر از آن است که با جستجو در اینترنت یا مشورت با دوستان و اطرافیان قابل حل باشد.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

ویژگی‌های یک مشاور خوب

احتمالا همه شما نیاز به مشاوره را در زندگی خود احساس کرده‌اید اما ممکن است بپرسید چرا به جای مشورت با دوستان یا اقوام باید به روانشناس مراجعه کرد. برای رسیدن به پاسخ این سوال، بهتر است ابتدا به ویژگی‌های یک مشاور خوب اشاره کنیم.

گوش شنوا

ممکن است میان دوستانتان کسانی را بشناسید که مشتاق حرف زدن با آن‌ها هستید. حرف‌های شما را به دقت گوش می‌دهند و باعث می‌شوند احساس بهتری داشته باشید. اما متاسفانه همه چنین دوستانی ندارند. علاوه بر این اگر مشکل شما فراتر از یک درد و دل ساده باشد، احتمالا دوست شما نمی‌تواند بهترین راه‌حل را پیش روی شما بگذارد.

همدلی

همه، مشکلات زندگی شما را تجربه نکرده‌اند تا اصطلاحا “همدرد” شما باشند اما یک روانشناس آموخته است که چگونه با شما همدلی کند. خود را جای شما گذاشته و سعی می‌کند احساس شما درک کند. با توجه به تجربه‌ای که مشاور و وروان‌شناس دارد می‌تواند شرایطی را به برای هر کسی قابل درک نیز راحت‌تر بپذیرد. روانشناس خوب، شما را قضاوت نمی‌کند. ممکن است دوستی با این ویژگی داشته باشید اما پیشنهاد می‌کنیم عجله نکنید و مقاله را تا انتها مطالعه کنید.

رازداری

وقتی احساس صمیمیت می‌کنید بخش‌هایی از زندگی خصوصی خود را به زبان می‌آورید. همیشه این ترس وجود دارد که راز شما توسط دوست یا نزدیکانتان برملا شود و یا از آن بر علیه شما استفاده کنند. روانشناس رازدار شماست.

تخصص

دانش روانشناسی به مشاور کمک می‌کند ریشه مشکلات شما را شناسایی کند و بهترین راهکار را برای مقابله با آن پیش رویتان بگذارد. مشکلاتی که در زندگی شما تکرار می‌شود. در روابط با اغلب آدم‌های اطراف، در محیط کار، تحصیل و خانواده با مشکل مشابه روبرو می‌شوید. روانشناس خوب می‌تواند ریشه مشکل را شناسایی کند و به شیوه علمی و قدم به قدم شما را در حل مشکلات یاری کند.

پزشکان سلامت جسم شما را ارزیابی و در صورت نیاز درمان می‌کنند. روانشناسان به فکر سلامت روحی شما هستند. سلامت روانی به شما کمک می‌کند با آمادگی بیشتری با چالش‌های زندگی روبرو شوید. ارتباط سالم برقرار کنید و احساس آرامش و آسایش را تجربه کنید.

با کمک روانشناس و انجام تمرین‌هایی که به شما محول می‌شود، عادت‌های غلط را کنار گذاشته و عادت‌های مثبت را در خود تقویت می‌کنید.

بازدید : 105
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:45

در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفته اند؟ راستش را بگویید آن سال ها با دیدن شیشه مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟!

نه شما “دزد” بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال “پول” دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همین طور.

این، موضوعِ آزمایش دکتر دن آریلی است که در زمینه اقتصاد رفتاری پژوهش می کند.

او در تعدادی از یخچال های خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا ۶ بسته کوکاکولا قرار داد. همه نوشابه ها ظرف ۷۲ ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچال ها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پول ها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پول ها را جمع کرد.
او آزمایش های بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد می گیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخ های صحیح اش را می شمرد و به آزمونگر اعلام می کرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» می گرفت.
فکر می کنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟

دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند.
علت این است: انسان ها نسبت به “پول” حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به “پول” دیگران تعدی نمی کنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر می شود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان “دزدی ملایم” گذاشت.

آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود “پول” بگیرند، کمتر تقلب می کردند ولی وقتی قرار بود “ژتون” بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.

دزدی ملایم-دنیای روانشناسی
دزدی ملایم-دنیای روانشناسی

پیشنهاد فردی:

به عنوان یک انسان درستکار، حواس تان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیر پولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید.
مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش ۱۰ هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کار شخصی تان استفاده کرده اید در حالی که تلفن همراه تان روی میزتان قرار داشت.

در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از ۱۰ هزار تومان نیز برای تلفن های شخصی تان برداشت کرده اید اما غیر مستقیم.
شما ممکن نیست از حسابداری شرکت تان ۵ هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک دسته کاغذ را به خانه می برید.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

مثال های دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخل پرواز به او داده اند خوشش آمده و آن را درون کیفش می گذارد، یک مشتری که کتی را می خرد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدون کندن اتیکت به فروشنده بر می گرداند ولی نمی گوید که وقتی کت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبه میز گرفته و نخ کش شده است، ناشری که کتاب دیگری را بدون اجازه اش چاپ می کند و … دهها مثال دیگر.
یادمان باشد که هر آنچه ارزش مالی دارد، درست مانند خود پول است و همان طور که در قبال پول و دزدی آن، حساس هستیم درباره دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حساس باشیم.

پیشنهاد سازمانی

به عنوان صاحب یک کار و کسب، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموال سازمان نیز همانند مراقبت های پولی به رسمیت شناخته شود.

به یاد داشته باشید که بسیاری از انسان های درستکار و شریف، در برابر اموال دیگران به اندازه پول دیگران حساس نیستند. یک آمار نشان می دهد که زیان وارده از محل تقلب در بازگرداندن لباس ها به فروشگاه های لباس فروشی، از کل خرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است.

پیشنهاد تربیتی

به فرزندان خود، حفظ حقوق دیگران را به طور مشخص و با تعیین مصداق ها و گفتن مثال ها یاد دهید؛ به آنها بگویید که هر آنچه مشخصاً متعلق به خودشان نیست، اعم از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلق به دیگری است و تنها با اجازه مشخص صاحبان آنها می توانند از آنها استفاده کنند.

منبع: کتاب نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر؛ نوشته دن آریلی، ترجمه رامین رامبد

برچسب ها روانشناسی ,
بازدید : 50
چهارشنبه 13 بهمن 1400 زمان : 13:45

اهمیت مشاور روانشناس خانواده و مشاوره روانشناسی خانواده در زندگی امروزی

شاید همگی در دوران مدرسه در کتاب‌های فعالیت اجتماعی‌مان خوانده‌ایم که کوچک‌ترین اجتماع، خانواده است. در واقع چنین می‌توان گفت که اولین اجتماعی که همگی آن را تجربه می‌کنیم خانواده است. به همین دلیل، اهمیت و سلامت روانی خانواده‌ هم بسیار مهم است. تحقیقات زیادی نشان داده است که اکثر افراد خلافکار و ناهنجار جامعه، دقیقا از خانواده‌هایی نشات گرفته‌اند که سلامت روانی بسیار پایینی داشته‌اند.

خوشبختانه امروز زوج‌های زیادی به محض مواجه شدن با مشکلات متعدد به مرکز مشاوره روانشناسی مراجعه کرده و از خدمات مشاور روانشناس خانواده بهره‌مند می‌شوند. ما در این مطلب قصد داریم بیشتر راجع به اهمیت مشاور روانشناس خانواده صحبت کنیم. پس برای اطلاعات بیشتر با ما همراه باشید.

مشاور خانواده کیست؟

مشاور خانواده فردیست که تحصیلات و تجربیات بسیار زیادی در رشته روانشناسی و حوزه روانشناسی خانواد دارد. معمولا افرادی که در رشته‌ی روانشناسی تحصیل کرده و فارغ‌التحصیل می‌شوند، ممکن است شاخه‌های مختلفی را برای ادامه فعالیت خود انتخاب کنند. مانند تخصص در رشته‌ی پزشکی، روانشناسی هم شاخه‌های مختلفی دارد. مشاور خانواده هم یکی از شاخه‌های روانشناسیست که برای حل مشکلات خانواده‌ها روی کار آمده است. چرا که افراد می‌تواند با مراجعه به یک مرکز مشاوره روانشناسی از خدمات مشاوران خانواده بهره‌مند شوند.

گاهی اوقات مشکلات زوج‌ها به قدری زیاد می‌شود که کنترل آن از دستشان خارج می‌گردد. در چنین شرایطی یکی از بهترین کارها مراجعه به مرکز مشاوره روانشناسی و شروع جلسات مشاوره روانشناسی است. چرا که مشاور روانشناس خانواده با بررسی کردن دقیق مشکلات و وضعیت زوج‌ها می‌تواند بهترین راهکارها را در اختیارشان قرار بدهد. پس از آن، زوج‌ها می‌توانند با خیال راحت به حالت عادی و نرمال زندگی‌شان بازگشته و مشکلاتشان را حل کنند. البته لازم به ذکر است که برخی مشکلات زوج‌ها ممکن است بسیار حاد بوده و نیاز به زمان طولانی برای حل شدن داشته باشد.

مشاور خانواده تا چه حد می‌تواند مفید واقع شود؟

اگر خانواده‌ای به دلایل مختلف مشکلات زیادی دارند که سالیان سال ادامه پیدا کرده است، بدین معناست که مشکلاتشان را ریشه‌ای حل نکرده‌اند. منظورمان از چنین مطلبی این است که بگوییم، حل کردن ریشه‌ای مشکلات نیاز به بهره‌مند شدن از توصیه و راهکارهای حرفه‌ای دارد. این کار تنها از عهده‌ی مشاوران خانواده برمی‌آید که در این زمینه تحصیل کرده‌اند و تجربیات کافی دارند. زوج‌هایی که به یک مرکز مشاوره روانشناسی مراجعه‌ کرده‌ و نتایج شگفت‌انگیزی گرفته‌اند، می‌توانند صحت و سقم این موضوع را تایید کنند.

همچنین بخوانید: فوائد مشاوره روانشناسی و تأثیر آن بر زندگی ما

باورهای غلط راجع به مشاور خانواده

افراد زیادی هم وجود دارند که فکر می‌کنند مراجعه به مرکز مشاوره روانشناسی کار بیهوده‌ای بوده و باید مشکلات را به روش سنتی و با مداخله‌ی بزرگان و ریش‌سفیدان فامیل حل کرد. این موضوع می‌تواند حتی زندگی زوج‌ها را به خطر انداخته و بنیاد خانواده را از هم بپاشد! چرا که هیچ کسی نمی‌تواند مانند مشاور روانشناس خانواده، که سالیان سال در این زمینه تحصیل کرده‌ و تجربیات بی‌نظیری در حل مشکلات خانواده دارد، مفید واقع شود. گاهی اوقات مشکلات زوج‌ها و برخی خانواده‌ها به قدری پیچیده می‌شود که مداخله‌ی افراد غیرحرفه‌ای نه تنها نمی‌تواند آن‌ها را حل کند، بلکه می‌تواند اوضاع را بدتر هم بکند.

آیا مراجعه به مشاور خانواده محدودیت سنی برای زوج‌ها دارد؟

زوج‌های زیادی هستند که سنشان بالا بوده و مشکلات زیادی دارند. این افراد فکر می‌کنند مراجعه کردن به مرکز مشاوره روانشناسی فقط مختص زوج‌های جوان است. در صورتی که مشاور روانشناس خانواده هیچ محدودیت سنی ندارد و می‌تواند برای هر قشر سنی بسیار مفید باشد. بسیاری از مشکلات ممکن است حتی در اوایل زندگی رخ نداده و در میان سالی زوج‌ها را غافلگیر کند، پس در نتیجه اعتماد کردن به یک فرد حرفه‌ای به عنوان مشاور روانشناس، خالی از لطف نیست و می‌توان بسیار ثمربخش و مفید باشد.

تاثیرات مثبت مشاور خانواده

هیچ چیز نمی‌تواند بدتر از جروبحث‌های طولانی مدت و اوقات تلخی‌های همیشگی باشد. افرادی که چنین لحظاتی را تجربه کرده‌اند، بدون شک، می‌دانند که این لحظات چقدر سخت و غیرقابل تحمل است. اما زمانی که می‌توان با مراجعه به مرکز مشاوره روانشناسی، طی چند جلسه نتایج بسیار مفیدی گرفت، چرا نباید این کار را انجام داد؟ مشاور روانشناس خانواده آرامش از دست رفته را به خانواده‌ها مجددا هدیه می‌بخشد. او باعث می‌شود تا زوج‌ها بتوانند از دیدگاه تازه‌تری به زندگی‌شان نگاه کرده و بتوانند با استفاده از بهترین روش‌ها مشکلاتشان را حل کنند.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 12
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 6
  • بازدید ماه : 7
  • بازدید سال : 23
  • بازدید کلی : 1048
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی